مرتضى مطهرى

518

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در خلال اين يك سال اين معلم مطالعه و تمرين كرده و حتى احياناً خودش در يك كلاسى هم شركت مىكرده ، تدريجاً خود او تغيير كرده به طورى كه سال 55 كه آمده ، نسبت به سال 54 معلم اين كلاس تكامل پيدا كرده است . آقاى الف معلم اين كلاس بوده ، همان آقاى الف در طول اين سال از نقص به كمال پيش آمده ، معلوماتش افزوده شده ، در فن تعليم و در ادارهء كلاس مهارت بيشترى پيدا كرده است . اينجا حقيقت است . يكى از كارهاى فلسفه اين است كه امور حقيقى را از امور اعتبارى و مجازى تفكيك مىكند كه ايندو را يكى حساب كردن خيلى سبب اشتباه مىشود . اين واقعاً يك تكامل است . اما يك وقت مسئله شكل ديگرى دارد . شما در فلان مدرسه كه مثلًا مدرسهء نيكان است سال 54 براى كلاس ششم يك معلمى گذاشته بوديد ، سال 55 آن معلم را برمىداريد يك معلم ديگرى مىگذاريد كه در مقايسه با او از وى خيلى بهتر و كاملتر است ، معلومات و تمرين بيشترى دارد و همه چيزش بهتر است . سال 56 او را هم برمىداريد يك معلم ديگر به جاى او مىگذاريد ، باز از او بهتر . در اينجا هم ما مىتوانيم بگوييم كلاس ما از نظر معلم تكامل پيدا كرده ، اما واقعاً اين‌جور نيست كه يك واقعيتى به نام معلم اين كلاس تغيير پيدا كرده و از نقص به كمال رفته است ، بلكه آن معلم سال 54 همان است كه بوده ، معلم سال 55 هم همان است كه بوده ، معلم سال 56 هم همان است كه بوده ، منتها هريك از اينها رفته و ديگرى به جاى او آمده است ، او به كلى رفته نه اينكه او تبديل به اين شده ، اگر هم ما مىگوييم تبديل شده ، تبديل مجازى گفته‌ايم . تكامل حقيقى و تكامل مجازى حال فرق تكاملى كه طبيعت مىكند با تكاملى كه در صنعت پيدا مىشود همين است كه آن يك تكامل حقيقى است و اين - از نظر صنعت - يك تكامل مجازى است . تكامل طبيعت اين است كه اين گياه ديروز به صورت بذر نازكى بود كه از زمين روييده بود ، مرحله به مرحله طى كرده كه حالا به صورت مثلًا گل رز رسيده است . ولى تكامل صنعت اين‌جور نيست كه مثلًا خود اتومبيل يا هواپيما رشد و تكامل بكند بلكه اتومبيل پارسال را برمىدارند به جاى آن اتومبيل كاملتر مىگذارند ، اتومبيل امسال را برمىدارند به جاى آن اتومبيل كاملتر مىگذارند . اين نظير همان معلمهاى كلاس است كه عوض مىشوند . اينجا تكامل در چيز ديگر صورت گرفته است ، در انسانها تكامل صورت گرفته است ؛ يعنى اينجا هم يك تكامل واقعى وجود دارد ولى آن تكامل واقعى تكامل انسان است ، تكامل مخترعهاست ؛ يعنى انسانى كه آن ماشين صد سال پيش را ساخت در يك درجهء ناقصى بود ، بشريت به عنوان اينكه يك واحد پيوسته است - كه عرض كرديم بشريت يك امر اعتبارى نيست ، يك نوع پيوستگى در آن هست - از نظر فنى و علمى رو به كمال